Skip to: Content | Sidebar | Footer

گزارش پیمایش غار رودافشان ۱۳ آبان ۱۳۹۰

غار رودافشان در استان تهران و در ۱۰۳ کیلومتری شهر تهران و ۶۲ کیلومتری شهر فیروزکوه و در مجاورت روستایی به همین نام واقع است. غار در دامنه شمالی دره رودافشان قرار دارد. رودخانه دلیچای در ژرفای دره جریان دارد و آب دریاچه های تار و هویر را که حاصل ذوب یخچال های قره داغ (خط الراس دوبرار) است، به رودخانه حبله رود می برد. دهانه غار در ارتفاع ۱۸۰۰متری از سطح دریا و در داخل گودی بزرگی به قطر حدودا ۱۰۰متر قرار گرفته است و تنها از لبه گودی قابل مشاهده است. اختلاف ارتفاع دهانه غار و بستر رود حدود ۲۰۰ متر است. دهانه غار بسیار وسیع و قوسی شکل است و به درازای ۴۰متر و بلندی ۱۲متر است.

نخستین تالار عظیم غار به قطر ۸۰ در ۱۰۰متر و بلندای ۲۵ متر بعد از دهانه قرار دارد. به علت استحکام لایه ها اثری از شکستگی و یا سنگ قابل سقوط در آن دیده نمی شود. این اعتقاد وجود دارد که هزاران سال قبل رودخانه هم سطح دهانه غار بوده و احتمالا” قسمتی از آب رودخانه دلیچای وارد دالان های غار شده و باعث گسترش و وسعت غار شده است. وجود تعدادی ایوان ساخته شده با سنگچین و مقادیری خرده سفال، نشانه سکونت انسان ها در غار در روزگار گذشته است.

تالار دوم پس از یک دیواره سنگچین قرار دارد و دارای ابعادی حدود ۶۰ در ۵۰ و بلندای ۲۰ متر است و فاقد هر گونه غارسنگ (ساختارهایی که در اثر انحلال و رسوب گذاری کانی ها در خلال جریان آب در داخل غار ها ایجاد می شود. مانند چکیده و چکنده) است.

تالار سوم دارای ابعادی در حدود ۵۰ در ۴۰ و بلندای ۱۵ متر است. سرتاسر این تالار از چکیده ها و چکنده های زیبا و ستون ها و آبشارسنگ های خارق العاده است. چکنده های نیزه ای و گل کلمی در سرتاسر سقف این تالار دیده می شود.

در ادامه مسیر اصلی غار یک پلکان آهنی ما را به دهلیزی می رساند که دخمه بزرگی به ابعاد ۶ در ۴ متر و ارتفاع ۳ متر در انتهای آن واقع است. یک حوض آب و ستونی در وسط آن در دخمه دیده می شود. این دخمه را آناهیتا (الهه آبیاری و باروری) نام نهاده اند. در ادامه مسیر اصلی پرتگاه های فراوانی وجود دارد و مسیر پس از حدود ۱۶۰متر به دالان انتهایی غار می رسد که طول آن ۱۰ متر است و در ارتفاع ۱۷۵۰متری سطح دریا و ۵۰ متر پایین تر از ارتفاع دهانه غار است. طول غار در مسیر اصلی حدود ۵۵۰ متر است.

منبع

*****

همین قدر می دانم که انسان در غار، چیزی را جا گذاشته است. چیزی ارزشمندتر از هواپیما، چیزی گرانتر از خودنویس،‌ چیزی که جایش همیشه در قلب زندگیمان خالیست،‌ چیزی شبیه ایمان…

حسین پناهی

*****

این اولین برنامه غارنوردی گروه کوهنوردی فرندفید بود. ۱۳ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۶ صبح در فلکه اول تهرانپارس دور هم جمع شدیم و بعد از انتقال همه ملزومات سفر به ۲ مینی بوسی که توسط مهدی و مهزیار عزیز هماهنگ شده بود تا تمام روز را با ما باشند، ساعت ۶:۳۰ دقیقه حرکت کردیم. از تهران که خارج شدیم از جاده فیروزکوه به سمت شهر دماوند رفتیم و بعد از جابان و سربندان به سیدآباد رسیدیم، دقیقا” بعد از پمپ بنزین سیدآباد، خروجی رودافشان را در سمت راست جاده دنبال کردیم.

با توجه به نبودن تابلوهای مشخص و تغییراتی که در جاده‌های فرعی ایجاد می‌شود، حتما” باید نسبت به انتخاب صحیح مسیر دقت کرد. دوستانی که این گزارش را می‌خوانند و قصد رفتن به روستای رودافشان و غار رودافشان را دارند، حتما” توجه کنند که بعد از خروج از جاده فیروزکوه به سمت رودافشان دو خروجی وجود دارد، خروجی اول سمت چپ جاده است که به روستای یدره می‌رود، شما باید مسیر اصلی و مستقیم را ادامه دهید، چند کیلومتر جلو‌تر به یک دوراهی می‌رسید، راه سمت راست به روستای حصاربن و راه سمت چپ به روستای رودافشان می‌رود.

حوالی ساعت ۹:۴۰ دقیقه بود که به روستای رودافشان رسیدیم، قبل از پارکینگی که انتهای جاده بود مسجد کوچکی وجود داشت که حدود ۱ ساعتی را برای صبحانه خوردن در آن گذراندیم.

بعد از صبحانه از کنار مسجد حرکت کردیم و بعد از گذشتن از روی رودخانه دلیچای، در کمتر از ۳۰ دقیقه به دهانه غار رسیدیم. مسیر در این قسمت کاملا” مشخص بود و در برخی قسمت‌ها، سنگ‌چین هم شده بود. برای طی کردن این قسمت از مسیر نیاز به هیچگونه تجهیزات خاصی ندارید و به راحتی می توانید خود را به دهانه غار برسانید.

بعد از ورود از دهانه اصلی غار به تالاری در پائین دهانه رسیدیم که ارتفاع سقف آن بیش از ۲۰ متر بود.

در ادامه به یک دوراهی رسیدیم که دوراهی سمت چپ، مجهز به یک سری پرژکتور بود، که البته خاموش بودند. گروه از مسیر سمت چپ به حرکت خود ادامه داد.

در طول این مسیر یک طناب پلاستیکی بر روی زمین افتاده بود که گویا راهنمای بازدیدکنندگان است. در مسیر رفت با ۲ گروه کوچک که یکی از آنها ظاهرا” یک گروه خانوداگی بود روبرو شدیم. بعد از عبور از مسیر نسبتا” هموار ولی لیز و مرطوب ابتدای غار به بخشی رسیدیم که حرکت بر روی سنگ های لیز بسیار مشکل و نیازمند دقت زیادی بود.

در طول مسیر ۳ نردبان فلزی وجود داشت که بدون وجود آنها عبور از دالان های تنگ و پست و بلند غار تقریبا” غیر ممکن می‌نمود.

بعد از عبور از یک شیب، به سالنی رسیدیم که ارتفاع سقف آن حدود ۱۰ الی ۱۲ متر بود.

در این قسمت از مسیر، گروه به دو دسته تقسیم شد، یک گروه در همین سالن ماند و گروه دیگر از مسیر باریکی که در ادامه وجود داشت به حرکت خود ادامه داد.

در نهایت با توجه به باریک شدن بیش از حد مسیر، حرکت گروه پیش رونده با نظر سرپرستان گروه ۲۰ متر جلوتر در سالنی کوچک متوقف شد و بعد از حدود ۲۰ دقیقه ای توقف در این سالن، به سمت محل استقرار همه اعضای گروه بازگشتند.

هوای داخل غار خیلی سرد نبود، ولی تمام محیط غار مرطوب بود. در آخرین سالنی که گروه در آن توقف کرد، تنفس کمی مشکل بود. دیواره‌ها و قندیل‌های غار بسیار دیدنی و زیبا بودند.

حدود ۳/۵ ساعت را در غار گذراندیم. نیمی از این زمان صرف رفت و نیمی هم صرف برگشت شد. حوالی ساعت ۳:۴۵ دقیقه بعدازظهر در پارکینگ و کنار مینی‌بوس ها بودیم. سرپرستان گروه غذای مفصلی را برای این برنامه تهیه کرده بودند که با همکاری و همراهی همه دوستان آماده شد و در زیر یک درخت گردوی فوق‌العاده زیبا یک خاطره فراموش نشدنی را ثبت کرد.

در نهایت ساعت ۶ بعدازظهر از پارکینگ روستای رودافشان به سمت تهران حرکت کردیم.

با توجه به ترافیک همیشگی اطراف تهران، حوالی ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب در فلکه اول تهرانپارس بودیم.

پی نوشت:‏‎‏

‏◄ با تشکر فراوان از مصطفی جان بابت تهیه و تنظیم این گزارش زیبا.‏‎

◄ این پیمایش مربوط به فراخوان شماره ۲۸ گروه کوهنوردی فرندفید می باشد که در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۰ با حضور ۳۲ نفر از اعضای گروه کوهنوردی فرندفید انجام شد.

◄ آدرس دقیق روستا و غار رودافشان: از شرق تهران به سمت بومهن و از جاده فیروزکوه به سمت شهر دماوند بروید، بعد از جابان و سربندان به سیدآباد میرسید، دقیقا” بعد از پمپ بنزین سیدآباد، خروجی و تابلوی روستای رودافشان را مشاهده میکنید، مسیر تابلو را دنبال کنید… بعد از عبور از روستای کلاک در مسیر دو خروجی وجود دارد، خروجی اول سمت چپ جاده است که به روستای یدره می‌رود، شما باید مسیر اصلی و مستقیم را ادامه دهید، چند کیلومتر جلو‌تر به یک دو راهی می‌رسید، راه سمت راست به روستای حصاربن و راه سمت چپ به روستای رودافشان می‌رود.




پیام و نظرات شما

مونا
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۶   ساعت: ‏۱۷:۵۳

ممنون از لیدر های عزیز و مصطفی جان بابت تهیه گزارش 🙂 قسمت ته دیگ چی شد؟ 🙂

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۶   ساعت: ‏۱۷:۵۴

مخلصیم مونا جان
مصطفی جان پاسخگو باش 😉

[پاسخ]

پیمان
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۶   ساعت: ‏۱۸:۰۰

ممنون از گزارش خوبتان. کلی خوش گذروندین. خوش باشین.

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۶   ساعت: ‏۱۸:۰۶

ممنون پیمان جان
جای شما، ایمان و پیام بسیار خالی بود…

[پاسخ]

حسین حسینی
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۶   ساعت: ‏۲۲:۱۱

مهزیار عزیز سلام
قبل هر چیز صمیمانه از شما لیدر خوب و همسفر گل به خاطر تمام زحماتی که بابت اجرا این برنامه فراموش نشدنی کشیدید، تشکر میکنم و برای شما آرزوی سلامتی دارم. مثل همیشه آقا مصطفی گل سنگ تموم گذاشتن، از ایشان هم تشکر میکنم و خواستم بدونی که بی صبرانه منتظر فراخوان بعدی هستم.
به امید دیدار

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۶   ساعت: ‏۲۲:۲۲

سلام و درود بر حسین عزیزم
ما مخلصیم، انجام وظیفه بود همنورد گل، ممنونم از شما که همیشه به من و گروه لطف داری.
مصطفی که یه دونه باشه 😉
برات آرزوی موفقیت دارم رفیق

[پاسخ]

حسین خمسه
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۷   ساعت: ‏۱۰:۳۶

ممنون از گزارش و تصاویر… روز خوبی بود و خوش گذشت… ممنونیم

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۷   ساعت: ‏۱۴:۲۰

مخلصیم حسین جان
من هم ممنونم از همراهی خوب شما

[پاسخ]

نسرين
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۸   ساعت: ‏۱۲:۰۶

good for you

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۸/۲۸   ساعت: ‏۲۱:۴۳

مخلصیم نسرین جان
جات خیلی خالی بود همنورد

[پاسخ]

atefeh
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۰۵   ساعت: ‏۰۸:۳۰

سلام مهزیار عزیز، خوبی؟ کاش شاد باشی همیشه
گزارش و عکس های غار رودافشان خیلی جالب بود، من که عاشق غار هستم. حالا بگو گوجه ها و کباب ها را چطوری تقسیم کردی که به ۳۲ نفر رسید؟
همواره بهروز باشی

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۰۵   ساعت: ‏۲۰:۵۱

سلام عاطفه جان
ممنونم دوست عزیز، خوشحالم که این گزارش و برنامه مورد توجه شما قرار گرفته.
در مورد گوجه‌ها و جوجه‌ها باید عرض کنم که به اندازه ۳۲ نفر موجود بود 😉

[پاسخ]

آزاده
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۰۵   ساعت: ‏۱۳:۲۵

وااااااای دستتون درد نکنه، بازم تمام خاطرات خوب اون روز برام زنده شد!
دوباره و سه باره و هزار باره دست مهزیار جان و همسفر عزیز و تمام بچه های خوب گروه درد نکنه…

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۰۵   ساعت: ‏۲۰:۴۸

مخلصیم آزاده جان
من هم ممنونم از همراهی خوب شما و محمد جان

[پاسخ]

نسرين
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۰۶   ساعت: ‏۱۲:۳۳

منم کوه می خوام…

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۰۷   ساعت: ‏۰۰:۲۸

نسرین بابا این گزارش مربوط به غار می‌باشد 😉

[پاسخ]

غزل
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۱۳   ساعت: ‏۱۱:۲۳

خیلی خوب بود، الان که این رو خوندم دوباره همه چیز برام یادآوری شد، شاد شدم.
دستتون درد نکنه و مرسی

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۱۳   ساعت: ‏۲۱:۱۹

خواهش میکنم غزل جان
من هم ممنونم از شما بابت همراهی خوبتون در این برنامه

[پاسخ]

امين
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۱۷   ساعت: ‏۲۳:۲۲

من تابستان امسال با دوستام به اینجا اومده بودیم. با دیدن این عکس ها همه خاطرات اون روز دوباره به یادم اومدن!
راستی خود روستایی ها سیم اون لامپ ها رو از چند جا قطع کرده بودن! ما فیوز برده بودیم و جعبه فیوز هم اون بالا، جلوی جایی که پایین دهنه غار عکس انداخته بودین بود ولی… !
موفق باشین

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۰/۰۹/۱۸   ساعت: ‏۱۵:۱۹

ممنون امین جان
شما هم موفق باشید دوست عزیز

[پاسخ]

علیرضا
تاریخ: ‏۱۳۹۱/۱۰/۱۲   ساعت: ‏۱۲:۲۰

سلام
ممنون میشم اگه آدرس دقیق روستا رو برام میل بزنید.
متشکر

[پاسخ]

مهزیار
تاریخ: ‏۱۳۹۱/۱۰/۱۳   ساعت: ‏۲۲:۱۵

سلام علیرضا جان
اگر با دقت بیشتری مطلب رو مطالعه نمائید، حتما” آدرس دقیق را خواهید یافت!

از شرق تهران به سمت بومهن و از جاده فیروزکوه به سمت شهر دماوند بروید، بعد از جابان و سربندان به سیدآباد میرسید، دقیقا” بعد از پمپ بنزین سیدآباد، خروجی و تابلوی روستای رودافشان را مشاهده میکنید، مسیر تابلو را دنبال کنید… بعد از عبور از روستای کلاک در مسیر دو خروجی وجود دارد، خروجی اول سمت چپ جاده است که به روستای یدره می‌رود، شما باید مسیر اصلی و مستقیم را ادامه دهید، چند کیلومتر جلو‌تر به یک دو راهی می‌رسید، راه سمت راست به روستای حصاربن و راه سمت چپ به روستای رودافشان می‌رود.

[پاسخ]

پیام یا نظر خود را بنویسید:‏