Skip to: Content | Sidebar | Footer

فراخوان ۵۵، پیمایش مسیر تهران به شمال

(نمای مسیر پیمایش از گردنه خاتون بارگاه)

مشخصات برنامه:

نام برنامه: پیمایش مسیر تهران به شمال (فشم، روستای گرمابدر 👈 دریای خزر، ساحل سی سنگان)

زمان برنامه: ۱۴ الی ۱۸ خرداد ۱۴۰۳

مدت برنامه: ۵ روز

مسافت پیمایش: ۱۰۰ کیلومتر (تقریبی)

زمان قرار: ساعت ۱ بامداد (دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳)

محل قرار: تهران – فلکه اول تهرانپارس – جنب بانک کشاورزی

وسیله ایاب و ذهاب: میدل باس – نیسان

مسیر رفت: تهران – فشم – روستای گرمابدر – گردنه خاتون بارگاه

مسیر برگشت: ساحل سی سنگان – جاده هراز – جاده فیروزکوه – رودهن – تهران

**********

توضیحات برنامه:

روز اول (دوشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۱۴): حرکت از تهران به سمت فشم (روستای گرمابدر) – محیط بانی گرمابدر – گردنه خاتون بارگاه – تنگه یونزا – دشت لار – دره سفیدآب – آبشار سفیدآب – کله اژدها – سرخک – گردنه پاکبود – دره پاکبود – دشت پاکبود (کمپ و شبمانی)

روز دوم (سه شنبه ۱۴۰۳/۰۳/۱۵): حرکت از دشت پاکبود به سمت تنگه پلنگ واز – دشت سورین – دشت خرچر – دره کوشکک – آبشار یالرود – روستای یالرود – بلده (شبمانی در ویلا)

روز سوم (چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۱۶): حرکت از بلده به سمت سفرکلا تنگه – سیاه سنگ – گردنه قرق – روستای ورازان (حمام) – روستای شاه ناجر (کمپ و شبمانی)

روز چهارم (پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۱۷): حرکت از روستای شاه ناجر به سمت ابتدای مسیر جنگلی کجور – معدن قدیمی زغال سنگ – تنگه نهرودبار – پیمایش مسیر جنگلی قلعه مور – آبشار سنگی – گله سنگ – شیوا دره (آب تنی) – ابتدای دره سی سنگان (کمپ و شبمانی)

روز پنجم (جمعه ۱۴۰۳/۰۳/۱۸): پیمایش مسیر جنگلی سی سنگان – روستای دیزرکلا – جاده نخ شمال – جاده هراز – ساحل سی سنگال (شنا) – حرکت به سمت تهران

**********

تجهیزات مورد نیاز:

چادر کوهنوردی (الزامی)، کفش کوهنوردی (الزامی)، کیسه خواب (الزامی)، کیسه پلاستیکی (جهت پک و ضد آب کردن وسایل)، کیسه زباله (جهت جمع آوری و انتقال زباله ها)، لباس مناسب و گرم، پانچو، بارانی، زیر انداز، عینک آفتابی، هدلایت (۲ جفت باطری اضافه)، گتر، کرم ضد آفتاب، کرم یا اسپری ضد حشرات (جهت کمپ در جنگل)، صندل، مایو و حوله (جهت شنا)، تنقلات، مواد غذایی و آشامیدنی برای ۲ روز (مواد غذایی و آشامیدنی برای روز ۳ از بلده و روز ۴ و ۵ از کجور تهیه می شود)‏

(تصویر ماهواره ای از مسیر پیمایش)

هزینه برنامه: ۳۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال (علی الحساب)

ظرفیت برنامه: ۴۰ نفر

سطح برنامه: سنگین

مهلت ثبت نام: جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

**********

پی نوشت:

◄ این پیمایش یک برنامه سنگین، حرفه ای و پر چالش است. لذا قبل از ثبت نام میبایست آمادگی خود را از لحاظ جسمی و روحی بسنجید و بعد اقدام به ثبت نام نمائید.

◄ حتما” قوانین و مقررات گروه را با دقت مطالعه و بعد از قبول تمامی موارد آن اقدام به ثبت نام در برنامه نمائید. در صورت عدم رعایت حتی یکی از موارد، سرپرست حق دارد فرد خاطی را از ادامه حضور در برنامه منع و از گروه خارج نماید.

◄ داشتن بیمه ورزشی (سال جاری) در این برنامه الزامی می باشد. برای دریافت کارت بیمه ورزشی بصورت آنلاین به سایت فدراسیون پزشکی ورزشی مراجعه نمائید.

◄ به امید خدا راس ساعت ۱ بامداد (دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳) از فلکه اول تهرانپارس حرکت میکنیم و انشاالله ساعت ۱۱ شب (جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳) در فلکه اول تهرانپارس خواهیم بود.

◄ تماس با سرپرست: ۰۹۱۹۲۱۱۲۸۰۶   mahziar1@

توجه: ثبت نام در برنامه فقط از طریق فرم مربوطه و پرداخت هزینه فقط از طریق درگاه پرداخت اینترنتی گروه مورد قبول است.

(برای ثبت نام بر روی بنر زیر کلیک کنید)


۱۴ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه خود را بنویسید:

  1. مهسا گفت:

    سلام
    خدا رو شاکرم که مجدد سعادت بودن در این پیمایش را داشتم. ممنونم از زحمات بی دریغ و رفیقانه مهزیار عزیزم، قدردانی میکنم از زحمات علیرضا، منیره جان، مهدی و فربود عزیز. جای الهام عزیزم و پدرام گل در تمامی لحظات این مسیر سبز بود و امیدوارم سرنوشت،دیدار با این دو عزیز را در این پیمایش برایم رقم بزند.
    گفتنی‌ها و تعریفها را از این مسیر در طی سالهای پیش ذکر کرده ام و حرفی جز رضایت و تشکر و ابراز شادی از تجدید دیدار با دوستان قدیمی و آشنایی و دوستی با دوستان تازه، باقی نمیماند. برای تک تک همنوردانم آرزوی شادی و دلخوشی دارم

  2. MOana گفت:

    هنر حاصل خلق ناممکن هاست
    معرفت ‌‌و عشق ناب و مسئولیت پذیری بالای سرپرستان:
    مهزیار عزیز و‌ علیرضای عزیز به همراه تیم حرفه ای که باعث تجلی اقتدار شخصی یکایک همنوردان عزیزم در این پیمایش شد، ستودنیست…!
    تجربه ی حضور، عشق و هیجان به رنگ‌ و بوی طبیعت و یکپارچگی ☀️
    در پناه حق مانا و جاودانه باشید ♥️

  3. امیرعباس گفت:

    به نام دوست
    اگر بخواهم نامی برای این سفر و زندگی پنج روزه برگزینم شاید « سفر برکت» زیبنده باشد.
    در این سفر پرچالش تمثالی از مودت همکاری مدیریت صبوری و همیاری و همت و حمیت مشهود بود.
    تیمی منسجم و متعهد با سرپرستی جناب مستطاب مهزیار عزیز به نیکی کاروان عشق را به سر منزل رسانید و شاکریم که لطف حق مشمول حالمان شد که بدون هیچ رخداد ناخوشایندی به سرانجام رسید.
    سپاس وافر از همگان

    و اما دو پیشنهاد:

    اول: مدیریت دانش برای این رویداد سالانه مسئله ای است که به نظر باید ملحوظ نظر باشد. نگاشت و تحریر آن ضروری است. بگمانم دکتر فرشید عزیز در همین حیطه تحصیل و تخصص دارد رو میتواند کمک زیادی برای خلق آن بنماید.

    دوم: بخشی از ذهن افرادی که برای اولین بار در این سفر حضور یافته اند معطوف مباحثی می شود که برای مسبوقین حل شده است. این که دقیقا” چه لوازمی آورده شود به تفصیل و دقیق و مسیر و فرایند برنامه زمان بندی چگونه است از دل مشغولی های ایشان است. پیشنهاد می گردد لیستی پیشنهادی از اقلام تهیه و برای سال بعد تعرفه شود و در طول سفر نیز توجیه روزانه قبل از هر روز از سفر معمول گردد.

    باشد که در پناه حق تعالی سرفراز و بر فراز باشیم

  4. آنی گفت:

    با سلام و درود به سرپرستان عزیز این برنامه و تک تک افرادی که به نوعی حامی این برنامه و پیمایش بودند خسته نباشید. خواستم هم تشکری کرده باشم بابت این پیمایش بی نظیر (نظم، حمایت، برنامه ریزی درست، همکاری، حرفه ای بودن ، صبوری، دوستی، معرفت و …) و خیلی خیلی خوشحالم که در این پیمایش شرکت کردم، لحظه شماری میکنم برای سال آینده…
    مانا و سلامت باشید به امبد دیداری زود

  5. اسماعیل اسدیان گفت:

    این پیمایش نیست یک زندگی هست در کنار انسانهایی که همه جوره بهت انگیزه میدن بهت درس زندگی میدن و بهت یاد میدن کار گروهی چه شکلی هست همه چیز حساب شده همه چیز طبق برنامه و مجریان این پیمایش آقا مهزیار گل و علی رضا جان همیشه خندان و منیره سخت کوش و آقای جهانی پر قدرت و خاص و دوست داشتنی و همه دوستان بسیار عالی و وصف نشدنی

  6. محمد حسین نظری حائل گفت:

    سفر عجیب و خاصی هستش که انسان حتما” باید در طول عمر خود حداقل یکبار تجربه کنه…
    در طول سفر مدیریت و مهربانی مهزیار جان باعث میشه سفر با یک برنامه دقیق جلو بره
    من از هر لحظه سفر لذت بردم و امیدوارم باز قسمتم بشه این سفر رو دوباره تجربه کنم.

  7. سام گفت:

    با سلام و عرض ارادت و خسته نباشین به اقا مهزیار و همه ی دست اندرکاران این پیمایش که فوق العاده حرفه ای و دلچسب مثل هر سال انجام شد.

  8. فائزه بختی گفت:

    درود بر مهزیار عزیز و علیرضای عزیز
    به شخصه قدردان و سپاسگزارم بابت تمام تدابیری که اندیشیدید ک شرایط پیمایش را سهل تر و حظ مسیر را صد چندان کنید. لحظات عالی با شما سپری شد. مدام و مستدام باشین.✌

  9. میثم گفت:

    به نام حق
    درود به همه‌ی همراه های خوب و خفنم
    مهزیار و علیرضا و مهدی و فربد و مائده
    همه‌ی این افراد خفن‌ و صبور کنار همه بچه‌های گروه یه تیم خوب رو شکل دادن و باعث شدن همه بیشتر از هم درس زندگی یاد بگیریم
    خوشحالم که تونستم توی این مسیر ازتون یاد بگیرم و کنارتون باشم
    تشکر از تیم خوب و خفن

  10. دانیال گفت:

    با سلام و عرض خسته نباشید
    واقعا لذت بردم از اولین تجربم با گروه مهزیار و گروه فوق العادش و تجربه ی فوق العاده ای که مهزیار و سرپرستان گروه داشتن سفرو راحت و لذت بخش کرده بود❤️

  11. مصطفی گفت:

    منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب رحمت است و به شکر اندرش مزید نعمت
    با درود و ادب به تمامی دوستان
    سپاس از تیم صبور مهزیار عزیز
    پیمایش دلچسب و شگفتانه چکاد (گردنه قرق) ثبت شد در یاد ما
    یاد! روسری رقصنده با باد میروی در یاد بر بند رخت
    این پیمایش رو (گر چه با محدودیتهای فردی) به دوستداران میهن پیشنهاد میکنم

  12. Majid گفت:

    با سلام
    عرض ادب خدمت همنوردان و جناب مهزیار عزیز و علیرضا جان
    ابتدا تشکر میکنم که افتخار دادید من رو پذیرفتید تا تو این پیمایش جذاب و متفاوت شرکت کنم
    به شخصه لذت بردم از مدیریت این برنامه که همه هماهنگی ها دقیق و بی نقص بودن . امیدوارم توفیقی باشه تو پیمایش ۱۴۰۴ هم افتخار حضور داشته باشم تا باز لحظات به بیاد ماندنی رو در کنار شما عزیزان ثبت کنم

  13. علی گفت:

    از تمام بچه های گروه تشکر میکنم پیمایش بسیار جذابی بود و خاطرات و صحنه هایی که تو ذهنمون هک شده.

  14. ناشناس گفت:

    پیمایش تهران به شمال …..
    سفری هست که وقتی اولین بار تجربه میکنی هدفت خوشگذرانی و به چالش کشیدن خودته، کلی عکس میگیری و کنجکاوی همه وجودت را فرا میگیره، همه وجودت میشه هیجانات مثبت و طغیان شادی، از نور چشمانت همه آدمای دور و برت رو به وجد میاره…
    اما اگر یک نیرویی خاص از این مسیر با روحت پیوند بخوره، تصمیم میگیری برای بار دوم نیز تجربش کنی!! این نیرو، مابقی ۳۶۰ روز سال، تو را دلتنگ و تشنه نگاه به مسیر میکنه، مدام بیقرارش میشی، خوابش رو میبینی و یک جورایی تو را عاشق خودش میکنه، نیروی معنوی این مسیر، بدجور آدمیزاد را هوایی و حیران خودش میکنه… اینو فقط آدمایی میدونند که سالها حیران این مسیرند….
    در مرتبه دوم به احتمال قوی هدفت متفاوته چون تو به بلوغ معنوی و یک پختگی ناشی از نتیجه پیمودن این مسیر رسیدی و احتمالا به جز به چالش کشیدن مجدد خودت و تجدید دیدار و خاطره بازی با دوستات یک هدفی برای خوب کردن حال دلت در نظر میگیری.‌‌…
    این یعنی تو داری بزرگتر و قویتر میشی….
    از بار سوم به بعد همه چی این سفر میشه درس یادگرفتن و درس پس دادن، میشه خود شناسی و متعاقبا دگر شناسی، میشه صبر، صبر و هزاران صبر….. میشه سکوت، سکوت و پیمودن راه خاموشی….
    اونقدر که نه تنها از طبیعت و دیگران درس یاد میگیری، بلکه ناگهان به خودت میایی که در سکوت و صبری که در پیش گرفتی، داری از خودت هم درس یاد میگیری…. خود الانت از خود گذشته ات برای خوب شدن خود آینده ات….
    وقتی سکوت میکنی و این مسیر را میپیمایی بیشتر گوش میکنی و عمیقتر نگاه میکنی و این سر آغاز پختگی هست. سر آغاز اینکه بفهمیم هر چه میدانیم باز هم هیچ نمیدانیم…
    میفهمیم حتی اگر هزاران بار هزاران قله را پیموده باشیم و به قولی حرفه ای و موفق، اسم و رسم دار هم باشیم، باز هم هزاران پله از مادر طبیعت عقبیم و در برابر او هیچ وقت نباید مدعی باشیم….
    می‌فهمیم وقتی با مادر طبیعت پیوند میخوریم، تنها چیزی که دارای اهمیت است نام نیک و انسانیت است و مهم نیست چه کاره ایم، چه خوانده ایم و در چه جایگاهی هستیم…. ما در برابر این عظمت فقط یک ذره ناچیزیم….
    می‌فهمیم معنای زندگی و هدف از زندگانی نیز می تواند مانند جریان زندگی در وجودمان، بسته به شرایط مادی و معنوی، بسته به سربالایی و سراشیبی مسیر زندگیمان، پویا و متغیر باشه….
    و می‌فهمیم و بیشتر درک میکنیم که شاید لحظه دیگری درکار نباشد، پس بهتر است از حواشی و هر رفتاری که بی ارزش و ناراحت کننده است خودداری کنیم و دور شویم… و در آخر هر سال بیشتر از سال قبل به این درک می‌رسیم که هیچ چیز این دنیا، حتی سعادت حضور در این پیمایش و کسب تجربه از آن، ضمانت ابدی بودن ندارد و عاقبت می‌رسد روزی که حسرت آفتاب سوختگی، خیس آب شدن زیر باران سیل آسا، تاولها و دردهای ناشی از پیمودن مسیر را در دل داشته باشیم و روزی می‌رسد که دیگر نباشیم….
    پس همنورد عزیزم بیا قدردان خالقمان باشیم که فرصت یادگیری آنچه را که روایت کردم، به ما داد و برای همنوردان تجربه اولی روزگار آتی نیز همین را نیز بخواهیم….

پیام خود را بنویسید: